تبليغاتX
๑۩۞۩๑ اخبارمدومدل گالریا ๑۩۞۩๑ - پوشش نشانه‌اي از نگرش من است
اطلاعات جمع آوری شده بزحمت بدست آمده برای استفاده لطفا نام این وبلاگ را ذکرکنید
 
 
همشهری عاطفه تلقاني:
به ميدانگاهي مي‌رسيم. پسرك بستني فروش درجاي هميشگي ون سبز و سفيد چرخ دستي‌اش را جابه‌جا مي‌كند براي جلب مشتري بيشتر.

 راننده غرولند كنان لايي مي‌كشد و بدون چراغ راهنما دور مي‌شود از ميان ازدحام خودروهايي كه راهشان مستقيم است. پياده مي‌شوم. بدون گرفتن باقيمانده كرايه تاكسي. از پله‌ها بالا مي‌روم نفس نفس زنان. ديرم شده است. متنفرم از دير رسيدن. نگاهم را از صفحه ساعت مچي‌ام بر مي‌دارم. ون سبز و سفيد جلويم سبز است.

چهار مامور امنيت اخلاقي ايستاده‌اند مقابلش و سايه چند دختر ديده مي‌شود از پشت شيشه‌هاي مات ون. دلم هري مي‌ريزد. چرايي اش را نمي‌دانم. نگاهم گره مي‌خورد در چشمان يكي از خانم‌هاي مامور.چهره‌اش مهربان است. قطرات عرق را پاك مي‌كنم با پشت دست از پيشاني ام. با تعجب مي‌پرسد: ترسيده اي؟ نگاهي به مسافران عجول انداخته و مي‌گويم: معيار ارشادتان را نمي‌دانم.

9 صبح در فرودگاه به استقبال نگين مي‌روم. دو سال از آخرين ديدارمان مي‌گذرد. كامپيوتر مي‌خواند در دانشگاه منچستر. اينهمه سادگي اش را باور نمي‌كنم، حتي در خواب. بعد از گپ و گفت اوليه علتش را مي‌پرسم. به دختراني كه براي استقبال يا بدرقه مسافران خارجي شان آمده‌اند اشاره مي‌كند و مي‌گويد: در آنجا زنان خاصي به اين شكل «ميك‌آپ» مي‌كنند و لباس آنچناني مي‌پوشند، به دليل آنكه هيچ‌كس دلش نمي‌خواهد ديگران غيراخلاقي اش بدانند.

هجوم سؤالات رهايم نمي‌كند. جايي خوانده‌ام تهران 1404 قرار است بشود جهانشهر فرهنگي- اسلامي. آيا اين‌رؤيا دست يافتني است؟ براي شنيدن پاسخ به مركز مطالعات و برنامه ريزي شهر تهران مي‌روم. شنيده‌ام يكي از 30 كميته مطالعات راهبردي در آن كميته كاربردي كردن دين در حوزه مديريت شهري است. ساعت 55/19 دقيقه است و قرارم با مهندس محمد تقي امانپور رياست مركز ساعت 10/20 تعيين شده است. سر صحبت را باز مي‌كنم و درباره برقراري امنيت اخلاقي در سطح شهر مي‌گويم، امانپورمي گويد: صحبت در اين خصوص حساس است و نياز به مطالعه همه جانبه دارد. از طرف ديگر بايد به جنبه‌هاي مختلف شرعي و ديني نيز توجه خاص داشت اما سعي مي‌كنم پاسخ كوتاهي فقط از نظر روش شناسي بدهم.

ما در مركز مطالعات و برنامه ريزي شهر تهران 30 اتاق فكر تحت عنوان كميته‌هاي مطالعات راهبردي ايجاد كرده‌ايم كه براساس وظايف مختلف و فعاليت‌هاي متنوع حوزه مديريت شهري سازمان يافته‌اند. در هر كميته تعدادي از صاحب‌نظران دانشگاهي و اجرايي حضور دارند و براي مديريت شهري ايده و راهبرد تدوين مي‌كنند. يكي از اين كميته‌ها، كميته امنيت و نظارت است كه برخلاف اسم جنجالي اش موضوع آن امنيت شغلي و بررسي مكانيزم‌هاي نظارتي كار آمد درخصوص فعاليت سالم و حرفه‌اي است.اين كميته از ديدگاه
روش شناسي نظريه جديدي را درخصوص كار حرفه‌اي و سالم مطرح كرده است.

به‌عنوان مثال اگر در آسيب شناسي فعاليت هاو از ديدگاه نظارت حرفه‌اي، ابتدا سراغ يك آسيب برويم و با معلول برخورد كنيم به جايي نمي‌رسيم. چون اصل بر سلامت افراد است و اينكه آنها آرزو و تمايل دارند كه سالم، خوب وحرفه‌اي كار كنند. اينكه افراد چگونه به مسير انحرافي مي‌روند و نهايتا دچار آسيب و فساد از انواع مختلف مي‌شوند بايد بررسي شود.
اين كميته به‌صورت پايه‌اي سه مطالعه مشخص را در دست تهيه دارد، يكي مشخص كردن منافع فردي وحريم آن. دوم مشخص كردن منافع سازماني وحريم آن وسوم تعيين منافع ملي و حريم آن.

و سپس در نظر دارد دستورالعمل‌هايي تهيه شود كه چگونگي فراهم كردن زمينه‌ها و انگيزه‌هاي مثبت و عوامل بازدارنده را تعيين كند تاافراد با اشتياق ضمن بهره مندي و دست يابي به منافع و اهداف فردي نسبت به تامين منافع و اهداف سازماني اقدام كنند.

در مورد پوشش و حجاب اين را بايد مورد توجه قرار دهيم كه اولا پوشش تنها مربوط به خانم‌ها نيست و آقايان هم بايد پوشش مناسب داشته باشند.ثانيا پوشش صرفا موضوع مورد توجه دين اسلام نيست بلكه اين موضوع در فرهنگ و تمدن ايراني ريشه دارد. در روش مورد نظر كه در كميته امنيت و نظارت بايد بررسي كنيم كه صرف‌نظر از انگيزه‌ها و باورهاي ديني چه انگيزه‌هاي اجتماعي خاصي را مي‌توانيم مطرح كنيم تا موضوع پوشش يك بحث قابل توجه و مثبت براي افرادي باشد كه چندان به رعايت آن مبادرت نمي‌ورزند.رئيس مركز مطالعات و برنامه ريزي شهر تهران با اشاره به ديدگاه منافع ملي مي‌گويد: هر جامعه‌اي حسب قوانين و مقررات خاص خود مي‌تواند ضوابطي را لازم الاجرا بداند. اين ضوابط مي‌تواند قلبا مورد علاقه افراد باشد يا نباشد، اما مي‌تواند لازم الاجرا باشد. مانند قوانين راهنمايي و رانندگي.

وقتي يك جامعه ديني مثل ايران متكي به فرهنگ بومي خود است و باورهاي ديني مقرراتي را وضع كرده و حجاب و پوشش را ضروري دانسته طبيعتا صرف‌نظر از تمايل و به‌منظورحفظ شئونات جامعه و احترام به قوانين و مقررات مي‌تواند آن‌را مورد توجه قرار دهد.

درخصوص منافع فردي؛فعلا ازمنافع سازماني دراين خصوص صحبت نمي‌كنم كه البته به نحوي درخصوص پوشش و حجاب منافع سازماني و منافع ملي مي‌تواند بسيار نزديك به‌هم باشد. منافع فردي مربوط مي‌شود به اختيارات و آزادي‌هاي افراد.افراد نيازهايي دارند كه وقتي قوانين و مقرراتي وضع مي‌شود نبايد يكجانبه باشد.

به‌طور مثال: يك خانم نياز دارد بجز محيط خانه و منزل در سطح جامعه نيز محيط‌هاي آزاد ومستقلي مانند مراكز ويژه خريد و پارك‌هاي مخصوص داشته باشدو اگر به نحوي در استفاده از پوشش تمايلي ندارد، آنجا آزاد باشد. وقتي خانم‌ها فرصت پيدا كنند به نيازهاي خود در محافلي كه به آنها اختصاص دارد پاسخ دهند، آنگاه در سطح شهر به رعايت شئونات جامعه بيشتر تمايل پيدا مي‌كنند. اما آيا ليستي از اينگونه نيازها وجود دارد؟ و براي بانوان چنين مكانهاي اختصاصي به‌طور كافي وجود دارد؟موضوع مهم ديگر آموزش است.

وقتي پوشش در جامعه‌اي لازم الاجرا مي‌شود بايد مقررات آن، اصول و ضوابط آن در سطوح مختلف تحصيلي به نحو مطلوب آموزش داده شود و مزاياي فردي و اجتماعي آن توجيه شود.  وقتي به زنان جامعه صرف‌نظر از جوانب اعتقادي و باورهاي ديني، آموزش داده شود كه نوع نگاه و انتظارات و خواستهاي زنان و مردان متفاوت است و لازم است آنها در سطح جامعه با پوشش مناسب ظاهر شوند تا امنيت اجتماعي خودشان حفظ شود آنها با اين موضوع بگونه‌اي ديگر برخورد خواهند كرد.

 آموزش دادن و توجه دادن اين مسايل و در كنار آن فراهم كردن امكانات اختصاصي باعث مي‌شود كه زنان در جامعه پوشش را نوعي حريم و اسباب حفاظت و حراست از خود و شخصيت خويش تلقي كنند و بر رعايت آن خود اصرار ورزند. موضوع ديگر رابطه پوشش است با نوع ارتباط زنان و مردان و نيازهاي آنها و ضوابط قانوني و شرعي مربوطه. كه بايد در اين خصوص روشنگري به عمل‌آيد و ضوابط مدون تهيه و در معرض اطلاع مردم قرار گيرد.

 اين مهم مي‌تواند در ايجاد تمايل زناني كه به‌درستي پوشش خود را رعايت نمي‌كنند براي رعايت حقوق اجتماعي و همچنين حفاظت و حراست از پوشش خود مؤثر واقع شود، كه اين موضوع فعلا در حد يك صورت مسئله است و به‌صورت مشروح و مفصل در دستور كار چند كميته مطالعات راهبردي از جمله كميته مطالعات راهبردي زنان، كميته مطالعات راهبردي امور اجتماعي، كميته مطالعات راهبردي كردن دين در حوزه مديريت شهري و همچنين كميته مطالعات راهبردي امنيت و ونظارت قرار دارد.

2هفته است كه نگين را نديده ام. مشغله هايم اجازه ديدارهاي دوستانه را نمي‌دهد. تلفن همراهم زنگ مي‌خورد. شماره ناشناس است. نگين بغض آلود پشت خط است .  از يكي از فروشگاه‌هاي ميدان تجريش چادر ملي مي‌خرم و با عجله  در ترافيك بسيار سنگين عصر اولين روز هفته حركت مي‌كنم. به شهروند آرژانتين نرسيده از ايرانسل نگين پيامكي دريافت مي‌كنم. به قيد تعهد خودش، بدون تشكيل پرونده و گرفتن يك عكس بي‌قواره و ثبت هر نوع سوءسابقه‌اي، در پياده رو خيابان انتظارم را مي‌كشد. توقف مي‌كنم.هر چه سرك مي‌كشم نمي‌بينمش. درب خودرو باز شده و با عصبانيت سوار مي‌شود نگين. مي‌گويد: حواست كجاست؟ اين همه دست تكان دادم نديدي ام؟ ديده بودمش بدون آنكه بشناسمش. آرام‌تر كه شد مي‌پرسم: عروسي كيه؟ چشم‌غره مي‌رود. در سكوتي سنگين به روز استقبال از نگين مي‌روم.

ساعت 22 هواپيما مي‌پرد و تا چند سال آينده نگين را نخواهم ديد. معصومه ميهماني گرفته در آخرين شب حضور نگين در ايران. گفته بودم اگر تب سپهر پايين نيايد در فرودگاه مي‌بينمشان. زنگ را كه مي‌فشارم دقايقي طول مي‌كشد تا بازشدن درب آپارتمان توسط مادربزرگ معصومه. معصومه با چادر و مقنعه تترون سفيد رنگي كه از مشهد برايش خريده بودم جلو ايستاده و بقيه دخترها پشت سرش قنوت گرفته‌اند. باور نمي‌كنم آنچه مي‌بينم. موقع رفتن به فرودگاه باورم نمي‌شود تيپ دخترها را كه مي‌بينم. مي‌پرسم: شماها هماني هستيد كه سر نماز جماعت ديده ام؟

مقابل آينه قدي مي‌ايستند و مي‌گويند: اعتقادات ما ربطي به سرو وضع مان ندارد. مي‌گويم: لباس من، خود من نيست اما نشانه‌اي از نگرش و ايدئولوژي من است. ارتباطي نمي‌بينم ميان اين و آن تان. آخرين نفري هستم كه نگين براي آخرين خداحافظي مقابلم مي‌ايستد. يكرنگ نيست. دستم را مي‌فشارد و مي‌گويد: بايد درباره علت تعارض رفتار و اعتقاداتمان بيشتر بحث كنيم. لطفا پس فردا به اي‌ميل ات سري بزن.

+ نوشته شده در  87/05/02ساعت 21:31  توسط مجتبی  |